۱۳۹۳ خرداد ۵, دوشنبه

جمجمه­‌ها بر بالش مهربان­‌ترند


به میترا که  سرخیِ سوال و زندگی است.


تنِ آدم وقتی مدتی ساکن بماند و مشغول کار یا مشغول تنِ دیگری نباشد ممکن است به زبان بیاید و چیزهای غریبی از خودش فاش کند. این توده‌ی کهنه‌­ای که مرز و محدوده و درون و بیرونِ توست آنی بدل به یک بیگانه‌ی ترسناک می­‌شود. دستت که روی پلک‌­هایت بخزد می‌­بینی آدم چه راحت می­‌تواند خودش را کور کند. کافی است یک لحظه این دو گلوله‌ی براق را از کاسه بیرون بکشی و تمام. حیوان است که این جور وقت­‌ها از تن بیرون می­‌جهد. انگشت که به لب­‌هایت بکشی می­‌فهمی نزدیک­‌ترین جای دنیا کجاست. برهنه که باشی می­‌بینی اندام­‌هایت مناسباتی مخفی با هم دارند. آه که بکشی می­‌دانی این صورتِ فرهنگ‌‌خورده‌ی زوزه‌ی حیوانی است. تنِ درازکشیده فرم و رفتار افشاگری دارد. بیننده‌ای نیست و بدن چند تایی از نقاب‌­های معمولش را از چهره می‌­کند. آن وقت اگر دقیق باشی می‌­توانی خوب نگاهش کنی. این "دیگری" را که تو هستی و نیستی. این خودِ دور و نزدیک شده؛ این جانور.

ماجرا به دیگری شدن ختم نمی­‌شود. آن که می­‌گوید حیات و سرزندگیِ آدم باید از منبعی درونی بجوشد بیراه نگفته است. این منبع درونی چه بهتر که شعوری مستقل و نیرومند باشد که به چیزی یا کسی غیر از خودش متکی نیست. گاهی اما این نیرو نه از آگاهی، که از آن بیگانگیِ تنانه می‌آید؛ از همان شوک­‌های کوتاه و هولناکی که از بدن می‌­رسد و می‌­تواند مدام سوزن بزند و آدم را به حرکت وادارد. حرکتی نه از روی شعور، که ناشی از دور و نزدیک شدن به آن بخشی از تو که ویرانی و پرخاش می‌خواهد. مثل آتشی که می‌­رود و می‌­آید و نمی­‌گذارد توی پوستت جا خوش کنی و منتظر زبان و قاعده و لباس باشی. بهتر که خودت را گاهی مهمان کنی به این بیابان­‌های تاریک و ترسناک. بهتر که یادت باشد که هر لحظه می­‌توانی چشم‌­هایت را کور کنی و هیچ امکانی دم‌دستی‌تر از این نیست. بهتر که همیشه نزدیکِ هول باقی بمانی و مهیا باشی برای لمس جانور. همین مراقبه‌ی جسمانی است که نشانت می‌­دهد چه خاک­‌ها و جانورهای بیگانه‌ای روی این گوشت هست که هنوز نمی‌­شناسی. در غیاب آن اراده‌ی خودکفای نیرومند، این تجربه‌ی همیشه مقدورِ بیگانگی‌­های تنانه می‌­تواند آدم را زنده و کنجکاو نگه دارد و به شکلی نامستقیم به پیش براند.


پانوشت:
عنوان متن از یدالله رویایی است.




هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر